ترفند کاربردی «این روزها»: Scout Wrap
برگشتم سراغ هندزفریهای سیمی! نه از سر علاقه به گذشته، بلکه بعد از اینکه مبلغ قابلتوجهی بابت ایرپادهای گمشده از دست دادم و همیشه با دردسر نداشتن شارژ روبهرو بودم. حس نوستالژیکش خوبه، اما گره خوردن سیمها هنوز یکی از آزاردهندهترین بخشهاست.
تا اینکه با «Scout Wrap» آشنا شدم! یه روش ساده، کاربردی و الهامگرفته از پیشاهنگها برای پیچیدن کابل، که باعث میشود دیگر خبری از گره و کلافه شدن نباشد.
اگه تو هم با سیمهایی مثل شارژر یا هندزفری سروکار داری، چند دقیقه برای دیدن این ویدیو وقت بگذار. کوتاه، مفید، و احتمالاً تبدیل میشود به یکی از عادتهای روزمرهات.
پیشنهادی برای «این روزها» : سبز ، حرکت!
پیش از حرکت، رانندهی قطار در ژاپن به چراغ نگاه میکند، با انگشت به آن اشاره میکند و با صدای بلند میگوید: «سبز، حرکت!»
حرکتی ساده که در پشت آن روشی جدی است. تکنیکی به نام Pointing and Calling که ژاپنیها سالهاست از آن برای کاهش خطاهای انسانی استفاده میکنند، تا جایی که میزان خطا را تا ۸۵٪ پایین آوردهاند.
این روش با درگیر کردن همزمان چشم، دست، دهان، گوش و توجه، ذهن را دقیقتر از همیشه با عمل هماهنگ میکند.
امروزه، Pointing and Calling فقط مخصوص قطار نیست؛ در ساختوساز، خدمات عمومی، و حتی زندگی روزمره هم راه پیدا کرده است، هر جا که دقت مهمتر از سرعت است.
در دنیایی پرشتاب و پرازدحامِ ذهن، شاید همین «اشاره و گفتن» ساده بتواند یک پیشنهاد عملی برای بازگشتن به لحظه باشد. روشی ابتدایی اما قدرتمند، برای ساختن تمرکز و حضور واقعی در کاری که همین حالا در حال انجامش هستیم.
یک قاب دیدنی در «این روزها»: قطاری در میان آبهای سرخ!
در دل سیبری، نزدیک مرز قزاقستان، دریاچهای عجیب و شگفتانگیز به نام برلینسکی (Burlinskoye) قرار دارد؛ جایی که در تابستان، آبهایش به رنگ سرخ درمیآید. این پدیدهی خیرهکننده نتیجهی حضور میگوی کوچکی به نام آرتمیا سالینا (Artemia Salina) است که هموگلوبیناش آب را رنگین میکند.
اما عجیبتر از رنگ دریاچه، قطاری باری است که درست روی همین آبهای سرخ حرکت میکند، در واقع یک ماشین ریلی است که برای استخراج سالانه حدود ۶۵ هزار تن نمک از این دریاچه استفاده میشود.
ترکیب تصویر قطار و زمینهی سرخ دریاچه، یکی از تماشاییترین قابهایی است که میشود در طبیعت دید؛ جایی که فناوری و طبیعت در کنار هم، تصویری خیالانگیز میسازند.
شخصیت «این روزها»: وس اندرسون
فیلمهای وس اندرسن یادآور دنیاییست که در آن نظم، رنگ، و جزئیات حرف اول را میزنند؛ دنیایی که نهتنها زیباست، بلکه انگار با دست ساخته شده. فیلمهایی مثل The Grand Budapest Hotel یا Fantastic Mr. Fox فقط قصه نمیگویند، بلکه معماری بصری خاصی دارند که تماشایشان را شبیه قدم زدن در یک ماکت خیالانگیز میکند.
این روزها نمایشگاهی در موزه طراحی لندن برپا شده که آرشیوی از طراحیها، ماکتها و اشیای پشتصحنه فیلمهای او را به نمایش میگذارد. هرچند شاید فرصت دیدن آن را از نزدیک نداشته باشیم، ولی همین نمایشگاه بهانه خوبیست برای اینکه دوباره به سینمای وس اندرسن و دنیای منحصربهفردش برگردیم — دنیایی که در آن هر رنگ، هر لباس و حتی هر وسیله صحنه، بخشی از روایت است.
دیدنی «این روزها»: مستند The Mind, Explained
مستند «The Mind, Explained» در فصل اول خود به بررسی پنج موضوع کلیدی مرتبط با ذهن انسان میپردازد: حافظه، رؤیا، اضطراب، ذهنآگاهی و مواد روانگردان. این مستند با نگاهی علمی و در عین حال سادهفهم، نشان میدهد که ذهن ما تا چه اندازه پیچیده، آسیبپذیر و در عین حال شگفتانگیز است. برای مثال در بخش مربوط به حافظه، مشخص میشود که خاطرات ما نه تنها همیشه دقیق نیستند، بلکه میتوانند به مرور زمان تغییر کنند، موضوعی که نگاه ما به واقعیت را به چالش میکشد.
جدا از محتوای ارزشمند آن، نحوه ارائه موضوعات نیز بسیار جذاب است؛ استفاده هوشمندانه از گرافیک، انیمیشن و روایت تصویری باعث شده تجربه تماشای آن هم آموزنده باشد و هم لذتبخش.
موضوعاتی از دل اینروزها
در «این روزها»، فهرستی از موضوعاتی را که توجهم را جلب کردهاند با شما به اشتراک میگذارم؛ گاهی یک ایده، یک ابزار، یک تجربه یا حتی چیزی که شاید فقط ارزش فکر کردن داشته باشد.
هر ۲ هفته یکبارمطالب مرتبط
شماره هشت | این روزها
این روزها │ شماره هشتم│ ویرانی، رباتها و آینده معماری
شماره هفت | این روزها
این روزها │ شماره هفتم │ بدون آب و برق در این روزها
شماره شش | این روزها
این روزها │ شماره ششم │ جنگ، میان ساختن و نساختن
دیدگاهها
در حال بارگذاری...